خاطرات شیرین کودکی

زهرا سادات وبعد مدتها

1405/5/14 2:19
نویسنده : مامان
61 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرای خوشگلم ودختر نازم 

بعد مدتها اومدم باهاشون حرف بزنم ،از وقتی ابجیتون بدنیا اومده تا الان که دو سال و سه ماهه ،وقت کم می یارم ،دوست دارم باهاتون باشم وباهاتون وقت بگذرونم 

بلهههه امینم ومحمدم و زهرا ی دوست داشتی مامان 

امین خوشگلم بعدتقریبا دو ماه سیزده ساله رو تموم می‌کنی ،خیلی بزرگ شدی ماشاالله قدت از بابا بلند تر شده ،عاقل وبا فهم مثل بچگیات ،بالای برای ایکس باکست ،گیم زده ،دو هفته بود که اصلااا نمی‌تونستن بزنم،ولی بالاخره شد واین صبری که تو برای این کردی خیلییی آفرین داشت ،خوشحالی وسکر گذار😢🤩

محمد عزیزم و مهربانم ،برایت به اسکوتر خریدم که بابتش ازم خیلییی تشکر کردی وکیف می‌کنی ،خیلی مهربان هستی ولی بعضی وقتها زود عصبانی میشی ،که اونم اقتضای سنت هست ،😪

تازگیا هشت سالت تمام شد وبرا خودت مردی شده ای😎

زهرا سادات عزیزم ،ناز دونه مامان

دو سال و سه ماه تمام شده و خدایا شکر اونروزایی سخت که گریه میکردی ورود زود مریض میشدی گذشت ،از دو سالگی قشنگ از پوشک گرفتمت ولی یکم طول کشید ،وار شیر گرفتمت ولی سه شب اول که از شیر گرفتن خیلییییی گریه میکردی ولی گذشت 

بابا مامان  اپ اعع  صدامون می‌کنی به داداش امین میگی اپ وله داداش محمد میگی أأأ😆

لباستو آب میریزیم یا کثیف می‌کنی میگی مامان بعشلعععع🤣

آیه های قرآنی که میخونم بعضیاشو بلدی میگی  

کتاب خواندن و خیلیییی دوست داری ،میگی مامان قصصصع🤩

وزنت ۹۵۰۰  وقدت۸۵ تقریبا هست مکمل بعضی وقتها میخوری بعضی وقتها نه 

قربونتون برم بچه های مهربونم مامانی خیلی دوستون داره سعی میکنم زود زود اینجا بیام براتون بنویسم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)