خاطرات شیرین کودکی

اولین روز رفتن به مهد ( سید محمد)

سلام بر پسرای خوشگل مامان😍 خوبید خوشید سلامتید😘 عزیزای من ،از اول تیر روزهای زوج میرید کلاس مونته سوری وخلاقیت ،همون مهد وپیش دبستانی هست که سید امین ،رفاه بود ،خیلی نزدیک به خونمون هست وخیلی رعایت میشه از نظر بهداشت ،ومن تصمیم گرفتم که باهم برید به این کلاس😊چون فکر نکنم که بعدا بشه تو یه کلاس باهم باشید از نظر فاصله سنی🙁 امین عزیزم با داداش خوشگلت میری مهد ومی یای ،اونحا هم هواست به داداش کوچکت هس ،تقریبا دو ساعته ،ماشالله محمدم اصلا بهانه نمیگیره وخیلی قشمگ تو کلاس میشینه وکیف میکنه‌،میگم‌چه‌کلاسی میری ،میگی نجاری،اشپزی ،باغبانی ،دوخت دوز ،اچنقدر قشنگ توضیح میدی برامون ،حرف زدمت هم بهتر شده خداروشکرررر،😍اونجا هم مرب...
14 تير 1400

حرفای مادرانه

سلام بر پسرای خوشگل خودم امین جان ومحمد جان  خوبید گلای خوشگل من ،این روزها که با درس مجازی شروع میشه تا ساعت یک مشغول درس هستیم بعد یکم تازگیا امین خوشگلم به گوشی وابسته شده بود که دو روزه الحمدالله کم شده😀خداروشکر  امروز ۱۴ ماه رمضون هس و روزه میگیرم ووقتی به شما غذا میدم ،محمد میگه بابا تو اوروش هستی اذان میده میخوری ،الان داشتم له محمد غذا میدادم که یه کوچولو دهنم گذاشتن ،زود گفت مامتن عه اذان داده ،منم گفتم اره خوردیم یادت نیس ،معلومه خیلی حواست جمع هس ،ویادت مونده بود که من روزه میگیرم ،چند روزه می یم برا خونه گاز وهود میز نهار خوری لخریم ،قشنگ مارو همراهی میکنید ، یکم حرف زدنت دیر شده ،مبتونی منظورتو برسچنی ویا حرف ...
8 ارديبهشت 1400

این روزها

سلام بر پسرای خوشگل ومهربون خودم ،😀 عزیزانم این روزها از صبح ساعت نه تا یک کلاس مجازی داریم ،محمد خوشگلم خیلی پسر ارومی هستی وبا درک وفهم ،بعضی وقتها دوست داری که گوشی رو از من بگیرب ،ولی بهت میگم‌،مامانی داداشی درس داره یکم ناراحت میشه بعد میگی باشه چشم ،سه تا کلمه ای که خیلی استفاده میکنی ومنو مجذوب خودت میکنی ،چشم ،مرسی ،ببخشید ،وقتی کار بدی میکنی زود میگی ببخش،هر وقت یه کوچولو موقع رفتن به دستشویی شلوار ت نحس میشه میگه مامان بعش،خیلیییی قشنگ میگی ،اگه تمیز تمیز باشه ،میگی بابا معمس ال ،یعنی بستنی بخر ،خیلب پسر حرف گوش کنی هستی ،ماشالله تنظیم خوابت خیلی خوبه ،شبا اخرش دواژده میخوابی صبح هست ونیم الی نه ونیم بیدار میشی ،ظهر ها هم ا...
16 آذر 1399

کلاس اول

سلام بر پسر ارشد ودوست داشتنی خودم 😍،امین جااان پسر خوشگلم کلاس اول هستی واین روزها با ووجود کرونا محبور هستیم غیر حضوری وبه صورت مجازی درس بخونیم ،اابته دو هفته حضوری یه روز در میون رفتی ولی بعد دو هفته به علت شیوع کرونا بازم مجاری شد ،درسته بچه باهوشی هستی ودرس خواندن باعات سخت نیست ،ولی دوست داشتم مثل سالهای قبل به‌مدرسه میرفتی وحال وهوای مدرسه رو از نزدیک میدیدی ،ولی در همه‌کار خدا حکمتی هست ،امین پسر عزیزم همیشه از خدا میخوام که بهترینارو برات رقم بزنه🌹 ،راستی تولد هفت سالگیت هم چهار نفره برگزار کردیم ولی خاله ناهید هم خودشو رسوند وبرامون خاطره انگیز شد ،عزیزم ماشالله روز به روز بزرگتر میشوی ومن با دیدنت لذت میبرم  عزی...
15 آذر 1399